خرید بک لینک
نامه را برای امضای اینترنتی در اینجا قرار دادهایم. امضا کردن نامه بسیار آسان است. ابتدا روی لینک فوق کلیک کنید و وارد صفحهی وب شوید. در قسمت سمت راست صفحه عکس زیر را میبینید. در قسمت ۱ اسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 5:48

باسمه تعالی جناب آقای دکتر حسین کرمی مدیر محترم گروه فلسفهی علم دانشگاه صنعتی امیرکبیر سلام علیکم با احترام آنچه از طریق این نامه به استحضار میرسد طرح مشکلاتی است که ما جمعی از دانشجویان و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 5:48

با تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد فلسفهی علم در دانشکده مدیریت دانشگاه امیرکبیر، ما دانشجویان پیش از آنکه در حوزههایی چون روششناسی، معرفت شناسی و تاریخ علوم، و حوزههای مرتبط مطالعه و پژوهش کنیم، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 5:48

برای پاسخ به این پرسش که «آیا فلسفه پیشرفت میکند؟» لازم است ابتدا منظورمان را از «پیشرفت» روشن کنیم. بهطور اجمالی، معمولاً دو برداشت متفاوت از «پیشرفت» وجود دارد: ۱- پیشرفت حقیقتمحور ۲- پیشرفت دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 5:48

در ساختار انقلابهای علمی، تامس کوهن به سؤال «چرا جریانی همچون علم عادی باید پیشرفت کند؟» شش جواب میدهد: ۱- در دوران علم عادی، بهدلیل نبود مکتب رقیب برای پارادایم، مشاهدهٔ پیشرفت آسانتر است. زیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 3 بهمن 1397 ساعت: 5:48

از خیابان توسطِ جارچی صدایِ قرائتِ توبهنامهی گالیله به گوش میرسد: [1] «من گالیلهئوگالیلای، استاد ریاضیات و فیزیکِ شهرِ فلورانس، سوگند یاد می کنم، دست از تمامی تعالیم خود دربارهی مرکزیت و سکون خورشید و عدم مرکزیت و حرکت زمین بردارم. سوگند یاد می کنم، با ایمان و صداقتی که از ریا مبرا است، تمامی این عقاید کفرآمیز و نیز هرگونه خطا و عقیده دیگری که مخالف آئین کلیسای مقدس باشد، لعنت و نفرین کرده و به دورافکنم.» صحنه تاریک میشود، هنگامیکه روشن میشود، هنوز ناقوس نواخته میشود. اما بعد قطع میشود. ویرجینیا بیرون رفته است. اما شاگردان گالیله حضور دارند. _آندرهآ: [بلند[ بدبخت، ملتی که قهرمان ندارد. گالیله وارد میشود. چهره اش بر اثر محاکمه مشوش است و بهزحمت میتوان او را بازشناخت. او جملهی آندرهآ را شنیده است. مدتی به انتظارِ شنیدنِ خوشآمدی در آستانهی در میایستد. کسی چیزی نمیگوید. شاگردانش از او روی برمیگردانند. آهسته قدم برمیدارد. کمسوییِ چشم گامهایش را نااستوار کرده است. یک صندلی پیدا میکند و روی آن مینشیند. _آندرهآ: من دیگر تحملِ دیدنش را ندارم. او باید برود. _فدرتسونی: آرام باش. _آندرهآ: [ سر گالیله فریاد میکشد[ خیکِ شراب! شکم باره ! تنِ عزیزت را نجات دادی؟ [ مینشیند] حالم بد است... ... _گالیله: نه! بدبخت ملتی است که نیازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 19:56

بیاییم انگیزههایِ غیرمتظاهرانهی افراد را برای کاستنِ عملی از رنجِ دیگران، درنظر بگیریم. معمولاً این انگیزهها به اظهاراتی نظیرِ عملبهوظیفه ، انساندوستی، شفقت و... ارجاع داده میشوند. اما اگر از خودِ دلایلِ انگیزشیِ عملبهوظیفه یا انساندوستی سراغ بگیریم، یعنی بگوییم بهچهمنظور به وظایفی در قبالِ رنج دیگران عمل میکنیم، یا دلیلِ ما برایِ شفقت و انساندوستی چیست، احیاناً با چه پاسخهایی مواجه میشویم؟ اساساً پاسخی وجود دارد؟ فرض کنیم که یک پاسخِ محتمل این است که کاستن از رنجِ دیگری در ارتباط با آرامش و التیامِ خودِ کمک کننده قرار میگیرد. گویا تا اقدامی برایِ کاهشِ رنجِ دیگری صورت نگیرد، فرد آرام و قرار نمییابد. به تعبیری کمک میکنیم تا اینکه به خودمان کمکی شده باشد. در این نوع نگاه بهنظر میسد انگیزهی مطلوبِ فردی که دغدغهی کاهشِ رنجِ دیگران را دارد، در نهایت چیزی نیست جز منفعتِ خود او. یعنی کاهشِ رنجِ خودش، حتی اگر این انگیزه برای خودِ شخص پنهان بماند و عنوان نشود. اگر این پاسخ پذیرفتنی باشد، آنگاه میتوان به چگونگیِ ارتباط بینِ این منفعتِ شخصی و اقدام برای کاهشِ رنجِ دیگری اندیشید. ازجمله، میتوان به اعمالِ تأملنشده و ابرازِ احساسات و عواطفِ خام و البته صادقانهای اشاره کرد که به قصدِ کمک به دیگران صورت میگیرد: «از یک مصیبتِ جمعی و رنجِ عمومادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت: 19:56

به گمانم دربارهی چگونه خواندنِ مقالاتِ فلسفی، عادتها و روشهایِ ’نادرستی‘ وجود دارند. بهطورِ مشخص منظورم عادتها و روشهایی است که باعث میشوند خواندنِ یک کتاب یا مقالهی خاص هیچگاه به انتها نرسد. بعضی توصیههایِ مفید را در این باب خواندهام، اما به تجربه برایِ جلوگیری یا محدود کردنِ این عادتها که آنها را معضلِ جدی هنگامِ مطالعه میدانم، چند نکتهی هنجاری ذکر کردهام که تقریباً با همهی آنادامه مطلب

برچسب: درباره,فلسفه,خوانی, نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 7:32

Inverted Commasاز نوشتهها و سخنرانیهایِ انبوه... و یک پیشنهادزمین و بندگان شایسته http://inverted-commas.blog.ir/ جمعی از فلسفهکاران امیرکبیر fa http://blog.ir/ Wed, 07 Jun 2017 18:57:02 +0430 http://inverted-commas.blog.ir/1396/03/16/%D8%A7%D8%B2 <div style="direction:rtl"><p class="Msoادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 2:22

- ما عموماً وقتی دربارهی بدیای که نکردهایم موردِ قضاوت قرار میگیریم، واکنش نشان میدهیم و ناراحت یا عصبانی می شویم اما دربارهی خوبی چه؟ دقیقاً منظورت چیست؟ - منظورم، موردِ قضاوت قرار گرفتن دربارهی خوبیهایی است که نکردهایم. خوبیای که درونِ خود نمییابیم اما بهنادرستی به آن خوبی شهرهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: شنبه 24 تير 1396 ساعت: 16:20

به این چهار اظهارنظرِ کلّی توجه کنیم: ]در عینِ ناروشن بودنِ مفهومِ نظام و نادقیق بودنِ محمولهای آن، فرض کنیم همگی درکِ مشترکی از بکارگیریِ مفهومِ کلّیِ ’ نظامِ خانواده در غرب‘ داریم[ 1. نظامِ خانواده در غرب، در حالِ فروپاشی و انحطاط است. 2. نظامِ خانواده در غرب، با چالشهایی خطیر روبرو است. 3. نظادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 7:11

فرضکنیم در جهانی زندگی میکردیم که رأیِ هر انسانی با توجه به ’’فهم و دانشِ‘‘ او ارزشگذاری میشد. این فرض خود مستلزمِ چند فرضِ دیگر است به این ترتیب که پیش از هر چیزی فرض کردهایم ما به یک سازوکارِ کم نقص برایِ چگونگیِ ارزیابیِ دانش و همچنین فهمِ هر انسانی دسترسی داریم.] به طور خام منظورِ مختارم از فهم، میزانِ قدرتِ تمایزگذاریِ یک عامل بین منفعت و مصلحت است و دانش را به عنوانِ مجموعهای ساختارمند از اطلاعات که به کارِ توضیح و تبیین وگاهی پیشبینی میآید در نظر گرفتهام. واضح است که در اینجا هم فهم و هم دانش را به عنوانِ اموری مطلوب و دارایِ ارزش پنداشتهام.[ تصورکنیم سازوکاری وجود دارد که به دانشِ افراد با توجه به میزانِ تحصیلات و نوعِ رشتهی تحصیلی آنها امتیاز میدهد. همچنین تخیل کنیم که فیلسوفان و دانشمندان با توافقِ حداکثری سازوکارِ کم و بیش مناسبی برایِ امتیازدهی و رتبهبندیِ میزانِ فهمِ آدمها یافتهاند،] مثلاً بر اساسِ آرایش و عملکردِ سلولهایِ مغز آنها و نیز احتمالاً بر اساسِ تعاریفی توافقی از تعاملاتِ اجتماعی آنها مانندِ مصلحتاندیشیِ جمعی، غمخواری و خیرخواهی و...[ . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: پنجشنبه 5 اسفند 1395 ساعت: 0:00

احتمالا به عنوان کسی که به فلسفه زبان علاقه مند است، شاید یافتن راهبردی برای این پرسش اگر تمام مسیر را هموار نکند حداقل نیم بیشتر آن را آسفالت خواهد کرد. واژه ها چطور شکل میگیرند و پس از تولید در کجا معنا می یابند؟ این سوال حتما انقدر سخت هست که سالها فیلسوفان و زبانxadشناسان و ادیبان بسیاری را با خود درگیر کند. شخصا دقیقهxadهایی از روزم را به واژه های اطرافم و هویتشان فکر میکنم. اغلب مشمئز کننده و ملال اور هستند، وقتی با آنها دقیقتر میشوید. کاربست تکراری و ارجاع دهی متعارف آنها نه چیزی از شما می¬خواهد و نه تلاش میکند که شما را بسازد. در روز چند بار واژه های سلام، خوب، ممنون، عصبانی، خسته، گرسنه، دلسرد، من، شما، است، و ، لایک، احمق و موارد مشابه را میشنویم و بی دغدغه با آنها برخورد میxadکنیم. گاهی گمان میکنیم واژه ها هستند تا منظور خود را به دشواری به آنها منتقل کنیم و آنها را با بالهایی خرد روانه اتمسفر کنیم، بی آنکه انتظاری بیش از آنها داشته باشیم. کافی است زوری بزنند و پرشی از دهان انسان¬های زبان بسته بکنند تا خود را به لاله گوش خلایق برسانند و خود را از آن آویزان کنند. بی¬آنکه نیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 20:33

زندگی ، به مثابه پرتاب شدگی به سوی مرگ از زمان آغاز فلسفه در یونان باستان و فیلسوفان پیشا سقراطی ، نسل بشر سعی داشته تا برای زندگی خودش به معنایی دست پیدا کنه. احتمالا سابقه معنا جویی برای زیستن به پیش از این دوره ها بر میگرده اما شاید ما از این جستارها اطلاعاتی در دست نداریم چون بشر در کاربست زبان طبیعی، به این توسعه یافتگی دست نیافته بوده که بتونه رویکرد های خودش رو در قالب کلمات جای بده و به این ترتیب بتونه این رویکرد ها رو به نسل های بعد یا حتی اطرافیان منتقل کنه .یعنی زبان ابزاری شد که فرد رو قادر میساخت تا روابط خودش رو با دنیا توصیف کنه و بدون زبان و پیش از کارکرد فراگیرش ، هر فرد در دنیای درونی خودش محبوس باقی مونده بود. این که ما به وسیله زبان اگاهی های خودمون رو با سایرین شریک میشیم ، نتایج دنباله داری برای ما به ارمغان داشته چون بخشی از آگاهی ما در واقع خود آگاهی هست. این آگاهی صرفا توصیفی از وضعیت امور جهان خارج از ذهن ما نیست بلکه فرد در رابطه ای با جهان قرار داره که ضمن توصیف جهان و تغییرات موجود در اون ، بخشی از این آگاهی رو متعلق به خودش تصور میکنه و به این ترتیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: چهارشنبه 13 بهمن 1395 ساعت: 20:33

همه چیز از اکسیتوسینِ زیادی شروع شد. همانطور که کمبودِ اکسیتوسین، همه چیز را تمام کرد. زندگی اکسی توسینی زندگی نبود...

برچسب: نویسنده: شیدا حیدری تاريخ: جمعه 28 آبان 1395 ساعت: 19:05

صفحه بندی